تلنگری دوباره ترانه هامو له کرد
تو آسمون حسرت، هوای دل رو مه کرد
تاریک شد نگاهم، ستاره ای درخشید
خدا هم منتظر بود بهش بگم ببخشید
فاصله ها چه کم شد میون ناباوری
ندا اومد که ای دل، خدا میگه کافری
تو توشه ی سفر رو یه گوشه جا گذاشتی
حتی واسه جهنمم انگاری جا نداشتی
ترانه ضربه میزد، دلم درو وا نکرد
برای توبه کردن ذره ای حاشا نکرد
حکایتی تازه بود مرگ دلو غرورم
گفتم که ای خدایم من از تو دوره دورم
زاده شدم به غفلت،دنیا جای من نیست
نمره ی هر گناهم نبوده کمتراز بیست
درای رحمت وا شد،ستاره ای درخشید
خدا هم منتظر بود،فریاد زدم ببخشید