زیر پامو ندیدم فرودم اضطراری بود
قتل من عمدی نبود کاری که تکراری بود
زیر پامو ندیدم کفشای من هم کور بود
فاصله بین منو تو پشت عینک دور بود
این بالا مه غلیظی چشارو میگیره
مه شکن ها همه خاموش کسی میمیره
این بالا دستای آدما چقد سنگینه
خون هر کی که صداش بلندتره رنگینه
این ورا به نرخ واکسیا همه میخندن
اون پایین دوچرخه هاشونو کجا میبندن!؟
توی باغچه ی عدالت گلایی پژمرده
تا گل سرخی دراومد نسل شب آزرده
یکی نقشه میکشه بازی رو باید ببره
روی این الاکلنگ همیشه بالا بپره
یکی هم مثل تو قربونیه یک ندیدنه
ضربان خط شده پایان این تپیدنه
این بالا مه غلیظی چشارو میگیره
مه شکن ها همه خاموش کسی میمیره