رگ اجدادم را میزنند انسانهای انگل سرشت و من تجزیه می شوم به کودکی مارکدار. لباس آریستوکرات بر تنم گریه نمی کند..مارک هایم را از من نگیرید، بی ریشه نفس هایم بوی کافور میدهد...نه، نه ... آسیا قاره ی من خواهد ماند تا زمانیکه خدا میچرخاند کره ی کوچک میز تحریرش را...
****
کپی ترانه ها در صورت قید منبع (آدرس این وبلاگ) بلامانع است.....با تشکر