این شناسنامه ی بی نام چرا باطل نیست؟!
هیچ سفینه ی نجاتی کمتر از شاتل نیست؟!
من به نردبان دی ان ایه خود مشکوکم
و به این تنی که انسانیتش کامل نیست
منه طوفان زده از سقوط برگ ترسیدم
فصل پاییزیه جنگلی به چشم می دیدم
اشکم از گونه سرازیر به چراغ الکلی
آتشی گرفتم و باز به خود پیچیدم
کودکی دستان کوچکش مرا میخواند
غیرت عروسکش را بیشتر می داند
و من در پیله ی خود رویای پروانه شدن
ننگ بر پروانه ای چو عنکبوت میماند
+تاريخ یکشنبه پانزدهم دی 1387
ساعت 13:32
نويسنده : زیادم مهم نیست...مگه نه ؟؟؟
|